دسامبر 30, 2006

۱. اومده بودم سر شبی در مورد صدام و اعدام عجولانه اش بنویسم که دیدم دسترسی ندارم به بلاگم. الان هم که ساعت چهار و نیم صبح دیگه خیلی از بلاگها نوشتن در موردش و بیشتر هم خواهند نوشت.
تصمیم بدجوری عجولانه بود. اون هم تو ماه حج و چند ساعت قبل از ایام محرمه مسلمین. بماند که اعدام موافقین و مخالفین خودش رو داره اما این برای صدام زود بود.

اولین خاطره ای که من اسم صدام رو از اون به یاد دارم مال کلاس دوم ابتدایی هست. سالی که جنگ تموم شد ( شاید هم کلاس اول). یادمه ما هر روز سر صف باید شعار میدادیم مرگ بر آمریکا مرگ بر اسراییل و مرگ بر صدام. یادمه اون روز خانم ورزش اومد و گفت که از این به بعد فقط باید بگیم مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل. دیگه مرگ رو نباید برای صدام میخواستیم.

این هفته هم ایران کلی کمک نقدی کرد به عراق. قضیه اون پشت پرده چیه؟ اینهمه سال گفتیم باید غرامت بگیریم باید غرامت بگیریم حالا تو همون هفته ای که صدام رو میکشن دو دستی کلی هم پول بهشون میدیم.

درسته که مرگ صدام سرپوش گذاشت رو خیلی از حقایق جنگ با ایران و به خصوص در مورد کمکهایی که دولتهای اروپایی و امریکایی بهش کرده بودن و این کاملا واضح بود که به قول حاجی واشنگتن حتی یه عکس از صدام و رامسفلد اون زمان نباید نشون داده بشه اما یه جورایی فکر میکنم دولتمردان ایرانی هم از این قضیه بدشون نیومد. طولانی شدن بی خود جنگ بعد از سال شصت و سه یه قصه تکراری هست . اما کی واقعا میدونه پشت پرده چی بود و چی گذشت؟
خیلی ساده انگارانه هست که همه حقایق رو به یه نفر محدود کنیم. هر چند زنده نگه داشتن صدام و شاید وجود چند تا آدم شجاع مثل خبرنگارهای جریان واترگیت میتونست دنیا رو شوکه بکنه اما هنوز خیلی های دیگه هستن که مثل خود صدام از حقایق دهشتناکی خبر دارن. خیلی ها که لزوما تو امریکا یا اروپا نیستن.

روزی میرسه که ما خبرنگاری اونطور رسوا کننده داشته باشیم؟

۲. این پهنای باند تموم کردن هم تبدیل شده به معضلی برای من. ندیدم بقیه مشتری های پرزن تولز این مشکل رو داشته باشن. قبلا کمتر بود اما الان بدجوری میره رو اعصابم. هر هفته مشکل دارم. کسی از هاست بدون محدویت خبری نداره که از کجا میشه گرفت و چه شرایطی داره؟ طفلک این وب مستر ما همیشه سعی میکنه دم دست باشه و واقعا خدمات بعد از فروشش حرف نداشته اما ترجیح میدم هاست رو از جایی بگیرم که خدمات مشتری بیست و چهار ساعته داشته باشه و اینطور دست و بال من رو نبنده. بد جوری خسته ام کرده.

۳. این نوشته های کپی شده این فریبا خانم ظاهرا به خاطرات من محدود نمیشه و رد پای نوشته های وبلاگهای دیگه هم هست تو نوشته هاشون. ( بخونید کپی نوشته های دیگران)اینطور که ادعا میکنه تو ایتالیاست. اگه درست باشه که خیلی عالیه چون کافیه سرم درد بگیره و برم برای شکایت. اینی که میگن دویست و پنجاه هزار دلار جریمه کپی رایت هست جدیه. اما مسئله اینه که اون مطلب اصلا ارزش این رو نداشت. حالا به اوضاع سرم بستگی داره.

پی نوشت: بماند که ای پی کامنتشون میگه که ایشون همین تهران خودمونن و از سپنتا سرویس میگیرن. ایتالیات من رو کشته مادر.

3 پاسخ برای “…”

  1. علی گفت

    ما هم دقیقا مشکل شما را در رابطه با پهنای باند داریم .

  2. غزل گفت

    البته ÷ول اش بد نیست ولی دل من راضی نمی شه سر شما درد بگیره.هنوز با اعدام مخالف ام تر جیح می دادم صدام زنده بمونه و ببینه تو کتاب های درسی عراق به عنوان یک آدمکش مستبد ازش یاد می شه .

  3. محبوب گفت

    لوا جان اين دوست عزيز فريبا خان اومده و جواب شما رو در وبلاگ من گذاشته….برات كپي مي كنم جوابش رو:
    برای خانم لوا:(خا نم محترم اگر میبینید که دیراین جوابیه را نوشتم مسلما به این خاطر نبود که ازپاسخ دادن عاحز بودم بلکه بیشتر به این دلیل بود که به روایتی از حضرت مسیح معتقدم که میفرماید اگر کسی به تو سیلی زد طرف دیگر صورت خود را هم برای سیلی بعدی در اخنیارش بگدار
    چون همانطور که خود شما هم اذعان کرده بودید آن مطلب نه ارزش هنری و نه ارزش ادبی داشت و نه این که خاطره یا سرگذشتی از یکی از مشاهیر بود که من خودم را ملزم به رعایت قانون کپی رایت بدانم

    ان خاطره برای من چیزی در حد یک جوک بود برای خنداندن مخاطب نه بیشتر و معمولا مطلب اصلی من در این وبلاگ عکس هایی است که در آخر پست ها میگذارم

    و اگر مطلبی را در مقدمه می آورم نه به عنوان یک پست بلکه برای مقدمه برای ملموس ساختن حسی هست که از دیدن عکس ها مایلم به خواننده منتقل سازم نه بیشتر به هر حال انواع تهمت ها را چه به خودم و چه بازدید کنند گان این وبلاگ متحمل گردیدم..
    شاید خداوند مرا به خاطر این گناه بزرگ ببخشد…با تشکر…فریبا )

پاسخ دهید